تنبـــــــور

تنبـــــــور

_ واژه‌ای که به زبان میآید ، از آغاز واژه نیست بلکه حاصل انگیزه‌ای درونی ست که متناظر با خلق‌و‌‌خوی فرد، او را به بیان واژه وامیدارد.
(فضای خالی، پیتر بروک)

_اگه فک میکنی منُ میشناسی ، لطفا این وبلاگ رو نخون .

_معمولا هروقت شاکی‌ام به این فکر میکنم که چه خوبه یه پست جدید بنویسم=!

_ اگر دیگر بیان در دسترس نبود : https://t.me/tanbur_blog



_ چنل دیگه‌م که بیشتر موزیک تا الان توش گذاشتم:

https://t.me/peidahshode

منوی بلاگ
چهارشنبه, ۱۲ تیر ۱۴۰۴، ۱۲:۴۰ ق.ظ

۲۸۷-

واقعاً درنقطه‌ای از زندگیم که حال و حوصله هیچ بنی بشری رو توو زندگیم ندارم. و نه حتی حرفی دارم که به کسی بزنم. واقعاً به بن‌بست رسیدم. نمی‌دونستم همچین حسیم وجود داره.

موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۴/۰۴/۱۲
تنبور

نظرات  (۲)

گریز، گریه ست یا افتادن روی تخت مامان یا تماشای سر و کله زدن بابا با گل و گیاهاش؟

می‌خوام گریه کنم؛ تو هم بیا چشاتو رَوون کن.

بعدش پناه می‌برم پیش مامان و بابا. اگه دلت میگه، پناه ببر تو هم.

پاسخ:
ایده‌ی خوبیه اگه نتیجه میده👍
ولی من حس بدی ندارم کلا
امیدوارم بهتر باشی 💗

کنار بیا باش! چیکار کنیم؟! چی کار میشه کرد؟

عوض نمیشه درمون نمیشه

پاسخ:
هوم، برا همین هیچی ندارم بگم. عبثه چون

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی