تنبـــــــور

تنبـــــــور

_ واژه‌ای که به زبان میآید ، از آغاز واژه نیست بلکه حاصل انگیزه‌ای درونی ست که متناظر با خلق‌و‌‌خوی فرد، او را به بیان واژه وامیدارد.
(فضای خالی، پیتر بروک)

_اگه فک میکنی منُ میشناسی ، لطفا این وبلاگ رو نخون .

_معمولا هروقت شاکی‌ام به این فکر میکنم که چه خوبه یه پست جدید بنویسم=!

_ اگر دیگر بیان در دسترس نبود : https://t.me/tanbur_blog



_ چنل دیگه‌م که بیشتر موزیک تا الان توش گذاشتم:

https://t.me/peidahshode

منوی بلاگ

۱ مطلب در مهر ۱۴۰۴ ثبت شده است

بعضی حرفها درست مثل شلاقند . داری گوشه‌ی خیابان راه میروی و یکهو روی سرت خراب میشوند ، داری با مادرت حرف میزنی روی سرت خراب میشوند، ساعت پنج صبح از خواب میپری و یک جمله از ناکجاآباد می‍اید و تکه تکه میکند ذهنت را برای همیشه. از آن لحظه به بعد دیگر همیشه داری می‌شنوی‌اش ، تبدیل میشوند به لحظه‌های ناگذشتنی . انگار من همیشه در آن چند دقیقه اول صبح مانده باشم. ممکن است کنار دوستت راه بروی و شلاق بخوری، حتی میان بوسیدن هم ممکن است شلاق بخوری. و من میخواهم تمامش کنند. چرا مردم اینقدر بی ملاحظه و ازخودراضی هستند. 

۲ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۲۹ مهر ۰۴ ، ۱۴:۰۸
تنبور